از جنبه تاریخی، علم در چند قرن گذشته در غرب خود را با اندیشه فلسفه سیاسی دموكراسی مرتبط كرده است ولی در عمل این نظریه زیر پا گذاشته شده است به ویژه در عصر علم هسته ای. غرب و در رأس آن آمریكا شورایی را برای علم هسته ای تعیین كرده كه ماموریت حفاظت، مرزبانی و حدود گسترش آن را به عهده دارد.
«الوین وینبرگ» كه ریاست «آزمایشگاه ملی اوك ریج» را در سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۳ به عهده داشت به طور خیلی صریح ماهیت علم هسته ای را در عصر جدید این طور توجیه می كند: برای اینكه از مصیبت های احتمالی وارده از تسلیحات اتمی جلوگیری شود، جامعه به «یك گروه از نظامیان روحانی منش (كشیش منش) كه از استفاده سهوی تسلیحات اتمی جلوگیری كنند احتیاج دارد كه توازن پربهای بین خودداری و امتناع از استفاده هسته ای علیه بشریت و لزوم آمادگی و كاربرد آن در جنگ را تعیین كند.»
وینبرگ لغت «نظامیان روحانی منش» را به طور سبك و عمومی استفاده نمی كند بلكه در استفاده از این واژه بسیار هوشمندانه عمل می كند. او می گوید: «هیچ دولتی به طور مداوم بیش از ۱۰۰۰سال عمر نكرده است جز كلیسای كاتولیك (واتیكان) كه كم و بیش حدود ۲۰۰۰ سال پابرجاست.» برای این منظور او مثال كلیسای كاتولیك را می آورد: كلیسای كاتولیك بهترین مثل بر آن چیزی است كه من در مغز دارم؛ یك مقام و قدرت مركزی كه كاربرد و درجه استفاده از تسلیحات اتمی را مشخص سازد، ثبات اجتماعی طولانی خود را حفظ كند و با كلیساهای كاتولیك كشورهای دیگر ارتباط داشته باشد.
در عصری كه غرب و آمریكا ادعا دارند كه دوران جهالت قرون وسطایی را پشت سر گذاشته و دوران روشنگری، دموكراسی، كثرت گرایی و جامعه مدنی را انتخاب كرده اند، این نوع فكری كه امروز بر برنامه های هسته ای دنیا حكومت می كند باعث شگفتی است. ایده و فكر «یك مقام مقتدر مركزی» كه بتواند «اعلام و اجرای یك دكترین» را بدهد مگر با ادعای به اصطلاح روشنفكران غرب و هواداران آنها، چیزی كه گالیله و كوپرنیك را در مقابل كلیسای كاتولیك قرار داد، مغایرت ندارد؟
اهدای جایزه صلح نوبل هیچ وقت علمی نبوده است و از موقعی كه بنیانگذار جوائز نوبل، كسی كه دینامیت را اختراع كرد، در آغاز قرن بیستم مقداری از ثروت وسیع خود را به این امر اختصاص داد، بسیاری از برندگان این جایزه از امپریالیست ها و سلطه گرایان معروف بوده اند: «تئودور روزولت رئیس جمهور آمریكا، وزیر جنگ او الیهو روت، هنری كیسینجر وزیر خارجه دوران نیكسون و بسیاری دیگر از كشورهای مختلف كه همه شناخته شده اند.
قسمتی از مقاله پروفسور مولانا در کیهان ۲۱ / ۷ / ۸۴ . دانلود نسخه PDF مقاله با خط درشت